تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


میهمان قدر ناشناس

    به نام خدا

    هر سال شب یلدا که میشود،مادرم کل فامیل را دعوت میکند تا دور هم باشند و طولانی ترین شب سال را شاد و صمیمی دور هم بگذرانند...البته بگذریم که هر سال تعداد کمتری از سال پیش در میهمانی مادرم شرکت میکنند.

    یکسال ازین سالها ،مادرم سفر بود و من خواستم خودم این مهمانی را برگزار کنم،به هم زنگ زدم و دعوت کردم و اصرار کردم و کلی زحمت کشیدم .

    اما وقتی روز مهمانی شد ،هیچ کس سر وقت نیامد و هر که آمد جوری از مشغله هایش گله کرد و منت سر صاحبخانه گذاشت برای آمدنش،که خستگی تمام کارها به تنم ماند!

    هر کدام به نوعی میپرسیدند که پایان مهمانی چه ساعتیست و کی قرار است شام سرو شود و... 

    آخر شب که مهمانها که رفتند،دلم خیلی گرفته بود... مهمانهایی که بخاطر لطف دعوت شده بودند و حالا بجای قدردان بودن،ته دلشان ناراضی بودند ازینکه به زحمت افتاده اند و وقت گذاشته اند و آمده اند مهمانی!!!

    ******************

    این خاطره مربوط به 2 سال قبل است و من دیروز با شروع ماه مبارک رمضان عمیقا بیادش افتادم.... 

    و اینکه ما چقدددددر مهمانهای قدرناشناسی برای میعمانی پر عظمت رمضان هستیم،چقدر از روزه های روزهای طولانیش شکایت میکنیم ،چقدر لحظه شماری میکنیم که تمام شود .

    اما خدا مثل من نیست... از قدرناشناسی میهمانهایش ناراحت نمیشود و هیچ وقت از برگزاری مجدد میهمانی پشیمان نمیشوند.

    رمضان مبارک!


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : مهمانی ,رمضان ,دعوت ,
    میهمان قدر ناشناس

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 5 تير 1396

تبلیغات

جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر