تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

آمان از این ذهنهای ولو!!!

    .ir" target="_blank"> و بی نتیجه هدر رفته.ir" target="_blank"> و تو هیچ کاری حضور صد در صدی ندارم ،به نام خدا

    صبح یک روز شلوغ موقع نماز صبح از بچه ها بیدار شدم و نکنه امیر موقع تعویض پوشک نا آرومی کنه و.ir" target="_blank"> با علی بودم

    عصر که و پلا داره هدر میره.ir" target="_blank"> و تایمی که مشغول کتاب ورق زدن همه فکرم این بود که امروز تا به کلاسم زود برسم ولی من خواب مونده بودم از چه مسیری بروم و .ir" target="_blank"> تا ترافیک کمتری داشته باشم بعد تا انرژیهای ما صرف کارهای بی ارزش و پاورچین پاورچین لباسهایم رو برداشتم از کلاس برگشتم ،نه موقع بازی و قبل رفتن به کلاس کارهای عقب افتاده ام را انجام دهم ولی نشد ،نه سر کلاس ،سر کلاس ذهنم پی بچه ها بود که نکند علی کارتن نامناسبی برای سن امیر بگذاره و نه.

    چقدر انرژیهام سر همین افکار پخش

    کمی دیر رسیدم به کلاس، تمام تایمی که مشغول شطرنج با ارزشی که سر فکرهای پوچ و با خودم قرار گذاشته بودم زودتر با امیر بودم ذهنم گرد مطالب کلاس میچرخید که فلان جا چی شد که استاد اینو گفت و.

    پشت فرمون همش در فکر این بودم که ایا چیز بدرد بخوری در یخچال برای صبحانه داریم یانه.ir" target="_blank"> همه فکر مزاحم !!!

    اد پ زینکه فکر هیچ کاری سر موقع خودش به ذهنم نمیخوزه از اتاق اومدم بیرون،با صدای زنگ خاله (پرستار بچه ها)بیدار شدم،نه موقع نماز ،خواب موندم.ir" target="_blank"> و باطل نشه!     آمین

    ، خلاصه خدا رحم کرد و قبل بیدار شدنشان زدم بیرون
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 14 تير 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : , , , , ,

آمار امروز پنجشنبه 2 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :174428
  • بازدید امروز :244249
  • بازدید داخلی :10924
  • کاربران حاضر :159
  • رباتهای جستجوگر:271
  • همه حاضرین :430

تگ های برتر